? اخلاق در قرآن
بررسی اخلاق در قرآن و روایات
سه شنبه 10 اردیبهشت ماه سال 1387
فهرست مطالب
یکشنبه 2 دی ماه سال 1386
صوفی و گدا

روزی گدایی به دیدن صوفی درویشی رفت و دید که او بر روی تشکی مخملین در میان چادری زیبا که طنابهایش به گل میخ های طلایی گره خورده اند ، نشسته است . گدا وقتی اینها را دید فریاد کشید : این چه وضعی است ؟ درویش محترم ! من تعریف های زیادی از زهد و وارستگی شما شنیده ام اما با دیدن این همه تجملات در اطراف شما کاملا سرخورده شدم .
درویش خنده ای کرد و گفت : من اماده ام تا تمامی اینها را ترک کنم و با تو همراه شوم .با گفتن این حرف درویش بلند شد و به دنبال گدا به راه افتاد . او حتی درنگ هم نکرد کهتا دمپایی هایش را به پا کند . بعد از ممدت کوتاهی ، گدا اظهار ناراحتی کرد و گفت : من کاسه گداییم را در چادر تو جا گذاشته ام . من بدون کاسه گدایی چه کنم ؟ لطفا کمی صبر کن تا برم و ان را بیاورم صوفی خندید و گفت دوست من ، گل میخ های طلایی چادر من در زمین فرو رفته اند نه در دل من ، اما کاسه گدایی تو هنوز تو را تعقیب می کند . در دنیا بودن ، وابستگی نیست .وابستگی حضور دنیا در ذهن است و وقتی در ذهن ناپدید می شود این را وارستگی می گویند .

شنبه 21 مهر ماه سال 1386
عید فطر

                                  

               

عید رمضان امد و ماه رمضان رفت

         صد شکر که این امد و صد حیف که ان رفت

 عید سعید فطر بر همگان مبارک باد

 

فرا رسیدن عید سعید فطر را به شما مهمانان الهی تبریـک و تهنیت میگم

عید ، میعادی در زمان است. و فطر میثاقی با فطرت!

 چرا که رمضان دعوتی است به بازیافتن خودگمشده .

ندائی است برای توجه به خدای فراموش شده .

ضیافتی است برای تناول از مانده تقوا و پایان این میهمانی خدایی عید قبول است.

 عید توفیق بر طاعت و اطاعت عید توبه و  تهذیب نفس ,عید ذکرهای شبانه,عید کنترل خواسته ها ,عید محرومان وگرسنگان.

فطر چیدن میوه هایی است که از فطرت می جوشد!

 فطر سپاس نعمتی است که در رمضان نازل شده است.

عید فطر پاداش افطارهای خالصانه و بجاست.مهر قبولی انفاقهای به   قصدقربت است .

پایان نامه دوره ی ایثار و گذشت است .

 درود بر فطر فطرت, سلام بر فطر ذکر و نیایش تا ... رمضانی دیگر ... و شب قدر و روزهای روزه ای دیگر, که زنده باشد و رخت به عالمی دیگر کشیده باشد، خدا بهتر میداند

چهارشنبه 18 مهر ماه سال 1386
انتظار
لحظه های انتظار 
شنبه 10 شهریور ماه سال 1386

 

 

 

در بیمارستانی دو بیمار در یک اتاق بستری بودند. یکی ازانها اجازه داشت که هر روز بعد از ظهر 

یک ساعت روزی تختش که کناره تنها پنجره اتاق بود بنشیند ولی بیمار دیگر مجبور بود هیچ 

تکانی نخورد و همیشه پشت به هم اتاقیش روی تخت بخوابد .آنها ساعت ها با هم صحبت 

می کردند :از همسر خانواده خانه سربازی یا تعطیلاتشان با هم حرف می زدند و هر روز 

بعد از ظهر بیماری که تختش کنار پنجره بود می نشست و تمام چیزهایی که بیرون 

از پنجره می دید برای هم اتاقیش توصیف می کرد پنجره رو به یک پارک بود که 

دریاچه زیبایی داشت مرغابی ها و قو ها در دریاچه شنا می کردندو کودکان با 

قایقهای تفریحی شان در اب سرگرم بودند .درختان کهن به منظره بیرون 

زیبایی خاصی بخشیده بود و تصوصیری زیبا از شهر در افق دور دست

دیده می شد همانطور که مرد کنار پنجره این جزئیات را توصیف

می کرد هم اتاقیش چشمانش را می بست و این مناظر را در

ذهن خود مجسم م یکرد و روحی تازه می گرفت .روز ها و

هفته ها سپری شد تا اینکه روزی مردی که کنار پنجره

بود از دنیا رفت و مستخدمان بیمارستان جسد او را از

اتاق بیرون بردند .مرد دیگر که بسیار ناراحت بود

تقاضا کرد که تختش را به کنار  پنجره منتقل

کنند پرستار این کار را با رضایت تمام انجام

داد مرد به ارامی و با درد بسیار خود را به

سمت پنجره کشاند تا اولین نگاهش را

به دنیای بیرون از پنجره بیندازد

بالاخره می توانست ان منظره

زیبا را با چشمان خودش ببینید

ولی در کمال تعجب با یک دیوار

بلند مواجه شد ! مرد متعجب به پرستار

گفت که هن اتاقیش همیشه مناظردل انگیزی

را از پشت این  پنجره  برای او توصیف می کرده

 است پرستار پاسخ داد :ولی ان مردکاملا نابینا بوده است

 

 

 

آموزش زبان به کمک امواج مغزی در استراحت و خواب فقط با 8700 تومان برنامه،تم،آهنگ،بازی مخصوص همه گوشی ها در 5 سی دی به همراه آموزش


Ads by haraaaj.com